close
تبلیغات در اینترنت
مدح
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 3
  • بازديد امروز : 976
  • بازديد ديروز : 2,053
  • آي پي امروز : 15
  • آي پي ديروز : 70
  • ورودی امروز گوگل : 7
  • ورودی گوگل دیروز : 18
  • بازديد هفته : 6,526
  • بازدید ماه : 15,572
  • بازدید سال : 209,691
  • كل بازديدها : 579,928
  • ای پی شما : 3.80.218.53
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : شنبه 24 آذر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

آخرین عناوین

ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خدایی

باب حاجات و یم جود، جواد ابن رضایی

غیر تـو کس گـره از کار خـلایق نگشاید

که تو از عقده گشایان جهان، عقده‌گشایی

ز چه کس جود بخواهم؟ تو کریمی تو جوادی

بـه کجـا درد بیـارم؟ تـو طبیبـی تو دوایی

ز که حاجت طلبم غیر تـو ای بـاب حوائج

بـه کـه امیـد ببنـدم تـو امیـد دل مـایی

تو که هم چون پدر خویش کریمی و رئوفی

شـود آیـا کـه دم مـرگ بـه بالین من آیی

ای همـه آینــۀ آیــۀ تطهیــر، خــدا را

چـه شـود گـر دل آلـودۀ مـا را بربایـی؟

آمـدم دست توسـل به حریمت بگشایم

چه دعایی به حضور تو بخوانم؟ تو دعایی

نیست امکان گذشتن ز گذرگـاه صراطم

تو مگـر این کـه گذرنامه‌ام امضـا بنمایی

تـو مگـر از مـن افتـاده ز پـا دست بگیری

تــو مگـر زنـگ ز آیینــۀ قلبــم بزدایــی

ما همانا ز تو دوریم و تو نزدیک‌تر از جـان

عجبــا در دل مایــی و ندانیــم کجــایی

بس‌که دنبال گدا دست عطای تـو دراز است

مشتبه گشته به قومی که تو محتاج گدایی

تو که بر چشم همـه پای نهی در دم مردن

خود در آن حجـرۀ دربسته دمِ مرگ، چرایی؟

اشـک بـر غـربت و مظلومی تو از چه نریزم؟

کـه غریـب استـی و فرزنـد غـریب‌الغربایی

گر ببرند ز هم روز و شب اعضای تو «میثم»

بـِه کـه یک لحظه فتد بین تو و یار، جدایی

-----------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

ای کعبۀ امید دل ای قبلۀ مراد

ریحانۀ امام رضا، حضرت جواد

باب الکرم، امام نهم، سیدالعباد

جن و بشر به مهر تو دارند اتحاد

ای کوثر امام رضا نجل فاطمه

جود جوادیِ تو شده شامل همه

ای خاک کاظمین تو عطر بهشت من

مهر شما ز روز ازل سرنوشت من

بوی گِل محبت تو در سرشت من

خطی بکش به نامۀ اعمال زشت من

بر قلب من ولای علی را نوشته‌اند

نـام محمّد بـن علـی را نوشته‌اند

من کیستم گدای تو یا حضرت جواد

خاک در سرای تو یا حضرت جواد

یک عمر آشنای تو یا حضرت جواد

دارم به لب ثنای تو یا حضرت جواد

تا صبح حشر گردن من زیر دین توست

هر جا سفر کنم دل من کاظمین توست

احسان و بذل و جود و کرامت مرام تو

در چارده جواد، جواد است نام تو

گیرد پدر به اوج جلال احترام تو

دل‌ها کبوتر حرم و مرغ بام تو

بر پای قطره‌ات سر خجلت، یم آورد

هستی به پیش کثرت جودت کم آورد  

ای کاظمین تو نجف و کربلای من

نام تو استجابت و ذکر و دعای من

صحن تو و رواق تو سعی و صفای من

پیش از من و ولادت من، آشنای من

جایی که با تو گفت رضا، جان فدای تو

درِّ سخن چگونـه بریـزم بـه پای تو؟

مأمون چو دید عزت و قدر و جلال تو

چندین هزار مسئله در یک سؤال تو

خود را حقیر یافت به پیش کمال تو

گردید با تمام حشم پایمال تو

در پیش عزت و شرف مرتضایی‌ات

پی برد بـر حقیقت ابن الرضایی‌ات

در سینۀ تو علم خداوند عالم است

این است و نیست، نیست به جز این، مسلم است

گفتار تو تمام چو آیات محکم است

مبهوت و لال نزد تو یحیی ابن اکثم است

او را نمـانـده زهره که آرد دمـی دگر

گویی که رخت بسته سوی عالمی دگر

گفتار علمی تو جهان را فراگرفت

آثار تو زمین و زمان را فراگرفت

احسان تو عیان و نهان را فراگرفت

تنها زمان نه، کون و مکان را فراگرفت

تقوا و علم و جود و کرامت از آن توست

اقرار می‌کـنم که امـامت از آن توست

تو کیستی که جود نهد چهره بر درت

تعظیم برده خصم، مکرر به محضرت

بخشی به قاتل پدرت، حرز مادرت

دردا که امّ فضل چه آورد به سرت

آن رو سیـاه روی پدر را سفید کرد

آخر تو را به فصل جوانی شهید کرد

در بین حجره سوختی و دست و پا زدی

گه جد و گاه مادر خود را صدا زدی

وز سوز سینه ناله به یاد رضا زدی

وز ناله شعله بر دل اهل ولا زدی

چندین کنیز چشم سوی حجره دوختند

بـر غربت تـو پشت در بستـه سوختند

هر روز بـود لشکر غم در مقـابلت

مانند شمع آب شد و سوخت حاصلت

بگریست در مصیبت تو چشم قاتلت

بر تو چه می‌گذشت خدا داند و دلت

هر لحظه از حیات تو یک عمر ماتم است

فریاد سینه سوز تو در نظم «میثم» است

---------------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار


هرکه درعشق و وفا پابند نیست

با امید وعشق خویشاوند نیست

نیست او را با خدا پیوستگی

هرکه را با مهر تو پیوند نیست

تو جوادی و ندیدم سائلی

کزعطا وجود تو خرسند نیست

چیست جزافسوس وحسرت قسمتش

برشما هرکس ارادتمند نیست

در رهت هرکس نهد پا با یقین

درغم مال و زن و فرزند نیست

ازکریمان ،سائلان ، پرسیده ام

هیچ کس چون تو سخاوتمند نیست

بهترین راه نجات ما توئی

هیچ حرفی بهتر از این پند نیست

خوب میداند«وفائی» جز شما

تا خدا دیگر پُل پیوند نیست

--------------------
سید هاشم وفائی

ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد

 شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

 دائم ز کار خلق گره باز می‌کند

 دست گره‌ گشای تو یا حضرت جواد

 زیباترین دعای سماواتیان بود

 مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

 پیش از شب ولادتم ای آشنای دل

 دل بود آشنای تو یا حضرت جواد

 چون آیه‌های نور، پدر بوسه می‌زند

 بر روی دلربای تو یا حضرت جواد

 زوار پا نهند به بال ملائکه

 در صحن با صفای تو یا حضرت جواد

 پر می‌زند کبوتر دل‌ها ز هر طرف

 پیوسته در هوای تو یا حضرت جواد

 جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است

 رخ بر در سرای تو یا حضرت جواد

 تو کیستی؟ همیشه جواد الائمه‌ای

 من کیستم؟ گدای تو یا حضرت جواد

 باید هزار زادۀ اکثم به وقت بحث

 صورت نهد به پای تو یا حضرت جواد

 مامون در آتش حسدش آب می‌شود

 چون بشنود صدای تو یا حضرت جواد

 بخشی به قاتل پدرت حرز مادرت

 ای جان ما فدای تو یا حضرت جواد

 بگشای لب که لحظه به لحظه اجابت است

 دلدادۀ دعای تو یا حضرت جواد

 هر کس زده است دست توسل به دامنی

 ما را بود ولای تو یا حضرت جواد

 قبر مطهر تو در آغوش کاظمین

 دل‌های ماست جای تو یا حضرت جواد

 بالله قسم هر آن چه بگوییم نارسات

 بر قامت رسای تو یا حضرت جواد

 هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا

 یک لحظه بی‌رضای تو یا حضرت جواد

 این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم

 از یار بی‌ وفای تو یا حضرت جواد

 با تو هر آن چه شد ستم و ظلم بی‌حساب

 داند فقط خدای تو یا حضرت جواد

 تو در میان حجره زدی ناله و گریست

 قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

 آتش گرفت حجرۀ در بسته چون دلت

 از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

 قلب تو پاره‌ پاره شد و شهر کاظمین

 گردید کربلای تو یا حضرت جواد

 بالله قسم رواست که مرغان آسمان

 گریند در عزای تو یا حضرت جواد

 با آن همه وفا و محبت که داشتی

 شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

«میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا

شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

---------------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

هستند کریمان دو عالم سرخوانت

یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست

هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود

وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است

هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید

صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است

بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو

لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان

در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...

آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم

اما نزند هیچ کسی بر دهن تو

---------------------------------------------------
علی اکبر لطیفیان

من مریدم مراد می‌خواهم

وصل خیرالعباد می‌خواهم

کمم اما زیاد می‌خواهم

از امام جواد می‌خواهم

یا جوادالائمه ادرکنی

خاک ابن‌الرضاست در گِل من

مهر او روز حشر، حاصل من

همه جا اوست شمع محفل من

نقش بسته به مصحف دل من

یا جوادالائمه ادرکنی

رو سیاهم سفید شد مویم

گرد عصیان نشسته بر رویم

هر چه هستم گدای این کویم

با تمام وجود می‌گویم

یا جوادالائمه ادرکنی

گر چه یا سیدی گنهکارم

تو مرا یار و من تو را عارم

تو سراپا گلی و من خارم

به همه گفته‌ام تو را دارم

یا جوادالائمه ادرکنی

ای ولایت تمام ایمانم

کاظمین تو قبلۀ جانم

من همه دردم و تو درمانم

کی گذاری ز درد درمانم

یا جوادالائمه ادرکنی  

تو جوادی و من گدای توام

مور افتاده زیر پای توام

بی نوائی به نی نوای توام

همه جا بر در سرای توام

یا جوادالائمه ادرکنی

تو که بر ثامن‌الحُجج پسری

نورچشمی و پارۀ جگری

سیدی! از پدر غریب‌تری

خواهم از آتش غمت شرری

یا جوادالائمه ادرکنی

یار زد همچو مار بر جانت

کشت اما غریب و عطشانت

داد پاسخ به لطف و احسانت

پدر و مادرم به قربانت

یا جوادالائمه ادرکنی

مادرت پشت آن درِ بسته

دیده گریان و سینه بشکسته

سوخت از نالۀ تو پیوسته

ای ز بیداد یار دلخسته

یا جوادالائمه ادرکنی

با همه لطف و مهربانی تو

قاتلت گشت یار جانی تو

رحم ننْمود بر جوانی تو

ای فدای غم نهانی تو

یا جوادالائمه ادرکنی

ای به دامان مهر تو دستم

من که از کوثر شما مستم

بدم و خویش بر شما بستم

هر که‌ام «میثم» شما هستم

یا جوادالائمه ادرکنی

-------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

كوبم در سراى جوادالائمه را

تا بشنوم صداى جوادالائمه را

سربر نگیرم از دولتسراى او

بس دیده ام سخاى جوادالائمه را

دلداده ام به زاده آزاده رضا

دارم به سر هواى جوادالائمه را

تا زنده ام به دولت حب على و آل

دارم به لب ثناى جوادالائمه را

حاشا اگر به قیمت هستى دهم زكف

سرمایه ولاى جواد الائمه را

نشناخت آنكسى كه مقام ولایتش

نشناخته خداى جوادالائمه را

ماه رجب كه كرده مصفا جهان حسن

دارد بخود صفاى جوادالائمه را

گاه طلوع صبح دهم زین مه آفتاب

بوسیده خاك پاى جوادالائمه را

روزیكه نیست غیر عمل دستگیر خلق

دل بسته ام عطاى جوادالائمه را

دارم (امید) اینكه ز اخلاص بندگى

حاصل كنم رضاى جوادالائمه را

--------------------------------------------
امید حسینی

دل من را اسیر تو کرده

جلوه هایی که دم به دم داری

حضرت عشق! حضرت باران!

در دل خسته ام حرم داری

 

در هوای زیارت حرمت

در به در می شویم مثل نسیم

السلام علیک یابن رئوف

السلام علیک یابن کریم

 

دل به آفاق جود می بندد

هر کسی آمد و اسیرت شد

در جوانی دل شکستة ما

سرو قامت خمیده پیرت شد

 

از نگاهت مراد می گیرم

شده قلبم مرید چشمانت

شاهد لحظه های دلتنگی!

دل تنگم شهید چشمانت

 

جان من! بین خانة خود هم

به خدا آنقدر غریبی که

غربتت را کسی نمی فهمد

تویی و قلب بی شکیبی که ...  

قفس غربت و دلی مجروح

پر و بال پرنده می ریزد

گریه می باری و کنارت باز

ام فضل است خنده می ریزد

 

سر به دیوار بی کسی داری

در غروب غریب فاصله ها

گم شده ناله های بی رمقت

در هیاهوی شوم هلهله ها

 

دگر آقا تو خوب می دانی

نالة بی جواب یعنی چه

التماس نگاه لب تشنه

ندبة آب آب یعنی چه

 

به فدای کبوترانی که

دست در دست آسمان دادند

بال در بال ، گریه در گریه

به تنی خسته سایه بان دادند

 

حجره ات کربلا شده آقا

گریه های من اختیاری نیست

جای شکرش هنوز هم باقیست

در کنار تو نیزه داری نیست

 

غرق در خاک و خون رها مانده

بین گودال پیکر خورشید

خواهری خسته بوسه می گیرد

از گلوی مطهر خورشید

 

سر قرآن که رفت بر نیزه

آسمان غرق در تلاطم شد

در هجوم سپاه سر نیزه

آیه های مقطعه گم شد

-----------------------------------------
یوسف رحیمی

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست

در چله گرفتن ثمری بهتر از این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم

در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم

در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد

در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه

در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم

در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را

در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش

دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله

ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند

در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد

این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است

در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند، سیاهان

وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سر سفرهٔ تو نیز چو بالاست

در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی

در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی

یک بار دگر نیز محمد شده باشی

بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو

لب تشنه شدن از من و دریا شدن از تو

در راه عصای تو بیان کرد: امامی!

اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو

در مهد به اثبات خودت سعی نمودی

در کودکی ات این همه والا شدن از تو

چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود

حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو

چشمان موفق به امید تو نشسته است

پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو

تا زائر سرو قد و بالای تو باشد

جانم پسرم از پدر و پا شدن از تو

بگذار قدم های تو را خوب ببیند

در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند

هستند کریمان دو عالم سر خوانت 

یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست

هر صحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود

وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است

هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید

صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است

بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو

لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان

در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...

آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هر چند کلام تو در آواز شود گم

اما نزند هیچ کسی بر دهن تو

-----------------------------------------------------------
علی اکبر لطیفیان

سلام حضرت باران سلام یا مولا

امام زاده ی سلطان سلام یا مولا

 

گدا برای تو بودن بهانه می خواهد

ظهور معرفتی عاشقانه می خواهد

 

شکوه حسن تو را آسمان نمی داند

سرود اوج تو را جز ملک نمی خواند

 

نگاه لطف تو را عالمی گدا بوده

فقیر منّت آیات هل اتی بوده

 

سحاب رحمت و رافت ، عطای بی منّت

جواد جود و کرم ، نور ذاتی عصمت

 

قنوت صبح دعا در نگاه شبهایت

نشسته خیره به هر لحظه ی تماشایت

 

به جان خریده ام آقا مدال دینت را

شکوه صبح طلایی کاظمینت را

 

رفیق نیمه شب از آسمان دعایم کن

برای صبح زیازت مرا صدایم کن

 

صدا کن ای تو مرا مقتدای زیبایی

سرود آبی گلواژه های دریایی

 

مدام معتکفم در حریم احسانت

نشسته ام به گدایی روح ایمانت

 

نشسته ام که امام الهدی مرا بخری

مرا خریده و تا وادی فنا ببری

 

شبیه رقص کبوتر کنار آینه ها

طواف می کنم این لحظه ها به دور شما

 

کنار شمع وجودت که حرف سرما نیست

تو هستی از چه بترسم که نار بر ما نیست .

--------------------------------------------------------------

وحید محمدی
. .

منکه عمریست آشنای توام


روز و شب بر در سرای توام

دوخته دیده بر عطای توام

یا جواد الا ئمه ادرکنی

ای که صبح امید روی تو است

خوبتر از بهشت روی تو است

عاشقان را نظر به سوی تو است


یا جواد الا ئمه ادرکنی

بنگر کاسه گدائی ما

رحمت آور به بینوائی ما

ای رخت جلوه ی خدائی ما

یا جواد الائمه ادرکنی

هر  که چون ما به شور و شین بود

داغدار غم حسین بود

دیده اش سوی کاظمین بود

یا جواد الائمه ادرکنی

زهر کین سوخت از درون جانت

شعله ور کرد قلب سوزانت

جان عالم شود قربانت

یا جواد الائمه ادرکنی

ای بهشت خدا تولایت

می کنم از خدا تمنایت

طوسیام کفشدار بابا یت

یا جواد الائمه ادرکنی
------------------------------
 محمود کفشدار طوسی

اي عرش خاک پاي تو يا حضرت جواد
جود و کرم گداي تو يا حضرت جواد
دل مهبط ولاي تو يا حضرت جواد
قرآن پر از ثناي تو يا حضرت جواد
مداح تو خداي تو يا حضرت جواد
جان جهان فداي تو يا حضرت جواد
*****
در حُسن تو فروغ خدا موج مي زند
آيات جود و لطف و عطا موج مي زند
در خُلق باصفات، صفا موج مي زند
در طلعتت جمال رضا موج مي زند
راز و نياز و ذکر و دعا موج مي زند
در صحن با صفاي تو يا حضرت جواد
*****
تو کيستي؟ فروغ خداوند سرمدي
فرزند فاطمه ثمر قلب احمدي
جان مجسّم استي و روح مجردي
دين را مؤيِّدي و خدا را مؤيَّدي
ابن الرضاي اول و سوم محمدي
ايمان بود رضاي تو يا حضرت جواد
*****
جود و کرم دو سائل باب کرامتت
بر نه فلک حکومت و در دل اقامتت
در روز حشر چشم قيامت به قامتت
از کودکي به دست، لواي امامتت
بر ملک بي حدود الهي زعامتت
خود چيست اقتضاي تو يا حضرت جواد
*****
علم تو فوق علم تماميّ عالم است
در شرح علم و دانش تو وصف ما کم است
عاجز به پيش نطق تو صد پور اکثم است
گفتار تو تمام چو آيات محکم است
هر جمله ات حيات دو صد پور مريم است
اي حرز جان، دعاي تو يا حضرت جواد
*****
پايت به فرش و زينت عرش معظمي
در کودکيت پير اساتيد عالمي
احياگر هزار مسيحا به هر دمي
آري نهم وصي رسول مکرمي
ابن الرضاي اشرف اولاد آدمي
خلقت بود براي تو يا حضرت جواد
*****
مأمون ذليل عزت و جاه و جلال تو
قدر و جلال و منزلتش پايمال تو
قرآن گواه دانش و علم و کمال تو
پيدا بود جمال خدا در جمال تو
جنت شکوفه اي بود از يک نهال تو
هستي بود عطاي تو يا حضرت جواد
*****
با آن جلال و عزت و قدر و جلال و جاه
گرديد بر تو خانه ي در بسته قتلگاه
شد همسر تو قاتلت اي حجت اله
در موسم جواني، بي جرم و بي گناه
شد قسمت تو زهر جفا آه آه
از يار بي وفاي تو يا حضرت جواد
*****
در بين حجره سوختي و دست و پا زدي
وز سوز دل رسول خدا را صدا زدي
هنگام مرگ ناله به ياد رضا زدي
از اشک ديده زخم درون را دوا زدي
در بيت خويش ناله ي وا غربتا زدي
کي بود اين سزاي تو يا حضرت جواد
*****
دنيا نديد بعد پدر شادماني ات
پيوسته بود غصه و درد نهاني ات
تا شد خموش زمزمه ي آسماني ات
قاتل گريست بر تو و بر نوجواني ات
در قلب «ميثم» است غم جاوادني ات
چون مجلس عزاي تو يا حضرت جواد

-------------------------------------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

 

اي باب حاجت همه اي قبله ي مراد
نور الهدي وليّ خدا سيد العباد
خيرالامم محيط کرم آسمان جود
ابن الرضا امام نهم حضرت جواد
باب عطا و مظهر جود خدا تويي
مولا تويي، امام تويي، مقتدا تويي
*****
قرآن بود ز مدح و ثناي تو شمّه اي
جز مهر تو به گردن ما نيست ذمّه اي
بحر سه گوهري گهر هشت بحر نور
کل ائمه را تو جواد الائمه اي
روح رضا روان رضا در وجود توست
تا روز حشر جواد اگر هست جود توست
*****
دشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتت
از کودکي به عالم خلقت امامتت
از ماه عارضت شده شرمنده آفتاب
دل برده از امام رضا سرو قامتت
آيينه ي جلال و جمال محمدي
مجموعه ي تمام کمال محمدي
*****
نامت ز کار خلق گره باز مي کند
علمت به سن کودکي اعجاز مي کند
مأمون چو پي به قدر و جلال تو مي برد
روحش ز تن برون شده پرواز مي کند
برگرد شمع روي تو پروانه مي شود
در حيرت کمال تو ديوانه مي شود
*****
علم تو را احاطه به ملک دو عالم است
ظرف وجود پيش عنايات تو کم است
با آن همه جواب مسائل که مي دهي
لال از جواب مسئله ات پور اکثم است
در کودکي به سينه علوم پيمبرت
زانو زدند کل فقيهان به محضرت
*****
وقتي که دست جود تو بخشندگي کند
بايد کرم به خاک درت بندگي کند
مظلوم چون تو کيست کز آغاز زندگي
با دخت قاتل پدرش زندگي کند
يک عمر بود تلخ ترين زندگاني ات
تا آنکه کشت يار به فصل جواني ات
*****
هر گه تو را به چهره ي مأمون نظاره شد
بر غربت پدر جگرت پاره پاره شد
روزي که عقد بست به تو دخت خويش را
سرتا به پات شعله ز داغ دوباره شد
پيوسته حبس بود به دل سوز و آه تو
دردا که گشت خانه ي تو قتلگاه تو
*****
پيوسته بود سوز درون شمع محفلت
با تو چه مي گذشت خدا داند و دلت
دندان نهاده روي جگر سالها بسي
تا دخت قاتل پدرت گشت قاتلت
هر تير غم که داشت قضا بر دل تو دوخت
از بس که سوختي جگر زهر بر تو سوخت
*****
يار تو مار گشت و به جانت امان نداد
يک لحظه روي خوش به تو مولا نشان نداد
بعد از حسين هيچ امامي به وقت مرگ
مثل تو اي ولي خدا تشنه جان نداد
از شعله هاي سوز درون سوخت حاصلت
بگريست بر غريبي تو چشم قاتلت
*****
عمر تو در بهار جواني تمام شد
تشييع پيکر تو به بالاي بام شد
افتاد بين کوچه تنت از فراز بام
اين گونه از جنازه ي تو احترام شد
تا هست آسمان و زمين داغدار تو
پيوسته اشک ديده ي «ميثم» نثار تو

---------------------------------------------
غلامرضا سازگار

دل من را اسير تو کرده

جلوه هايي که دم به دم داري
حضرت عشق! حضرت باران!
در دل خسته ام حرم داري
در هواي زيارت حرمت
در به در مي شويم مثل نسيم
السلام عليک يابن رئوف
السلام عليک يابن کريم
دل به آفاق جود مي بندد
هر کسي آمد و اسيرت شد
در جواني دل شکستة ما
سرو قامت خميده پيرت شد
از نگاهت مراد مي گيرم
شده قلبم مريد چشمانت
شاهد لحظه هاي دلتنگي!
دل تنگم شهيد چشمانت
جان من! بين خانة خود هم
به خدا آنقدر غريبي که
غربتت را کسي نمي فهمد
تويي و قلب بي شکيبي که ...
قفس غربت و دلي مجروح
پر و بال پرنده مي ريزد
گريه مي باري و کنارت باز
ام فضل است خنده مي ريزد
سر به ديوار بي کسي داري
در غروب غريب فاصله ها
گم شده ناله هاي بي رمقت
در هياهوي شوم هلهله ها
دگر آقا تو خوب مي داني
نالة بي جواب يعني چه
التماس نگاه لب تشنه
ندبة آب آب يعني چه
به فداي کبوتراني که
دست در دست آسمان دادند
بال در بال ، گريه در گريه
به تني خسته سايه بان دادند
حجره ات کربلا شده آقا
گريه هاي من اختياري نيست
جاي شکرش هنوز هم باقيست
در کنار تو نيزه داري نيست
غرق در خاک و خون رها مانده
بين گودال پيکر خورشيد
خواهري خسته بوسه مي گيرد
از گلوي مطهر خورشيد
سر قرآن که رفت بر نيزه
آسمان غرق در تلاطم شد
در هجوم سپاه سر نيزه
آيه هاي مقطعه گم شد

---------------------------------
یوسف رحیمی

کيستم من هفت چرخ نور را شمس الضحايم
مظهر جود خدا شمع وجود مصطفايم
سرو باغ آرزوهاي علي مرتضايم
قلببه ملک جان  قرآن، رکن دين، روح خرد، جان دعايم
بحر علم و کوه حلم و دست جود کبريايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
من به ملک جان و ملک دين و ملک دل زعيمم
من کتاب ا... را طاها و نور و حا و ميمم
من به چشم اهلم عني وجه رحمن الرحيمم
من به خيل سالکان حق صراط مستقيمم
من چراغ و چشم سلطان سرير ارتضايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
بوي عطر جنت آيد از غبار کاظمينم
از سنين کودکي فرمانرواي عالمينم
هفت خورشيد سپهر معرفت را نور عينم
پاي تا سر مجتبي سر تا به پا جدم حسينم
باب هادي نازنين فرزند مصباح الهدايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
من به زنجير  محبت قلب عالم را گرفتم
در کرامت ارث آباي مکرم را گرفتم
در بيان از اهل منطق فرصت دم را گرفتم
جان مأمون، قدرت يحيي بن اکثم را گرفتم
گه به استدلال محکم، گاه با نطق رسايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
در فضا مأمون يکي باز شکاري کرد راهي
ماهيي را صيد کرد از دامن ابر و سياهي
بود قصدش امتحان از مخزن سر الهي
گفتمش از ابر و تبخير و هوا و صيد و ماهي
داد هوش از دست پيش دانش بي انتهايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
من امام کل خلقت بوده ام پيش از ولادت
من زعيمم کشتي توحيد را بعد از شهادت
ابر و موج و بحر و ماهي داده بر فضلم شهادت
عادتم جود و کرامت بوده در اوج سيادت
هم کرامت سائل و هم جود مي باشد گدايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
صحبتم زنگ غم از آئينه ي دل مي زدايد
صورتم در چشم اهل دل خدا را مي نمايد
خنده ام باب جنان را بر خلايق مي گشايد
چشمم از ريحانه، حسنم از رضا دل مي ربايد
جان شيعه زنده مي گردد به صحن با صفايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
من به خلق آسمان، اهل زمين باب المرادم
من فروغ ديده ي خيرالنساء خيرالعبادم
من به خيل دوستان و شيعيان زاد المعادم
من کريمم من عطوفم من رئوفم من جوادم
من به وقت جود با بيگانگان هم آشنايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
سالها سوز درون خسته شمع محفلم شد
از جفا و فتنه ي عباسيان خون بر دلم شد
عاقبت در خانه ي دربسته يارم قاتلم شد
در جواني با شرار زهر حل مشکلم شد
من که از خلق زمين و آُمان مشکل گشايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
گشت از زهر ستم يکباره قلبم پاره پاره
سوختم تا شد نفس در سينه ي تنگم شراره
ظلم مأمون شذ به ست دخترش اجرا دوباره
رنج ها بردم دمادم فتنه ها ديدم هماره
در سرا، جان دادم و شد عالمي ماتمسرايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
سالها پيوسته کوه غم به روي شانه بردم
شد دلم درياي خون از خون دلهايي که خوردم
همچو گل کز شاخه مي گردد جدا کم کم فسردم
مثل بابايم رضا در شهر غربت جان سپردم
قاتل نامهربان هم گشت گريان از برايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم
*****
گل در ايام بهاران مثل من پرپر نگردد
همسري مسموم  زهر کينه ي همسر نگردد
مثل من در خانه ياري بي کس و ياور نگردد
واي بر چشمي که بر مظلومي من تر نگردد
سوز و شور و اشک «ميثم» شد همه وقف عزايم
من کريم بن کريمم من جواد بن الرضايم

---------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

اي پناه تمام خلق جواد
از ولادت امام خلق جواد
نجل موسي و نخل طور تويي
گوهر هشت بحر نور تويي
صدف چار گوهر پاکي
در زمين هم چراغ افلاکي
همه ي هستي امام رضا
از تو بگرفته احترام رضا
کيستي تو عزيز زهرايي
تو جواد الائمه ي مايي
فضل، يک جلوه از فضائل تو
جود، مهري به دست سائل تو
هم خدا از عبادتت خورسند
هم رضا از ولادتت خورسند
سه علي را تو آيت نوري
در امامان به جود مشهوري
اي خيال تو شمع محفل من
کاظمين تو قبله ي دل من
قبر تو کعبه ي مکرر ماست
حرمت کربلاي ديگر ماست
مظهر جود ذات لم يزلي
سيدي يا محمد بن علي
سفره ي جود توست کل وجود
از وجودت وجود يافته جود
همه ي علم، حرفي از دهنت
فقه، در گاهواره هم سخنت
کل قرآن دليل منطق توست
پور اکثم ذليل منطق توست
پشت مأمون به عزت تو شکست
ماهي کوچکت گرفت به دست
گفت اي با خبر ز سر قضا
گل نو رسته ي امام رضا
دور يک راز بسته انگشتم
تو عيان کن که چيست در مشتم
در جوابش دُر از دهن سفتي
خنده بر لب زدي چنين گفتي
که به امر خداي حي قدير
آب دريا چو مي شود تبخير
ابر با خويش از دل دريا
ماهي کوچکي برد به هوا
شه به اوج فضا فرستد باز
باز، در ابر مي کند پرواز
از براي شکار آن ماهي
در دل ابرها شود راهي
چون کند صيد و آورد همراه
مي گذارد درست در کف شاه
پادشاه از پي حقيقت حق
مي کند امتحان ز حجت حق
ما ز کل امور آگاهيم
در حقيقت خليفه اللّهيم
عالمي را به پيش مي بينيم
چون کف دست خويش مي بينيم
وارث کل انبيا مائيم
حافظ سر کبريا مائيم
علم غيب خدا به سينه ي ماست
ورتضاکم لغيبه گوياست
رکن توحيد ز ابتدا مائيم
مخزن حکمت خدا مائيم
نور، يک جلوه از رسالت ماست
کلّ تطهير در جلالت ماست
فضل، يک خوشه از کرامت ماست
علم، يک جلوه از ولايت ماست
ما ز آغاز حجّت اللّهيم
تا قيامت بقيّه اللّهيم
اي به خاک تو کرده جود، سجود
بنده ي جود تو تمام وجود
من کي ام خاک خاک پاي توأم
سائلم سائل گداي توأم
پا از اين آستان برون ننهم
اين سمت را به سلطنت ندهم
دوستي تو دين و دِين من است
همه جا صحن کاظمين من است
به دل پاره پاره ات سوگند
به غم بي شماره ات سوگند
به سنين جواني ات سوگند
به بهار خزاني ات سوگند
به حريم رواق و تربت تو
به دعا و به اشک غربت تو
گرچه سرتا به پا همه گنهم
يابن زهرا گداي يک نگهم
هر چه ام همدم شما هستم
هر که ام «ميثم» شما هستم
بنده ام بنده ي گنه کارم
از دو عالم فقط تو را دارم
رفته عمرم به باد ادرکني
يا امام جواد ادرکني

---------------------------------------------
غلامرضا سازگار

اي وجودت حيات‌بخش وجود
سائل درگهت كرامت و جود
مظهر كامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
قبلة حاجت همه، حرمت
دشمن و دوست سائل كرمت
ماه، آيينه‌دار طلعت تو
رخ شمس‌الشموس صورت تو
آية هشت سورة نوري
به جوادالائمه مشهوري
خلف پاك مرتضايي تو
كوثر حضرت رضايي تو
ملك و جن و انس مهمانت
دو جهانی نشسته بر خوانت
كاظمينت درون سينة ما است
نجف و مكّه و مدينة ما است
تو جوادي و ما گداي توئيم
هر چه هستيم خاك پاي توئيم
لطف تو، عجز ما، بود معلوم
هر دو هستيم لازم و ملزوم
كرم و جود تا ادا گردد
هر جوادي پي گدا گردد
من اگر در گدائيم كاهل
تو به جود و كرامتي كامل
تو محمد ، علي است ابن و ابت
كنيه ابن الرضا ، تقي لقبت
تو گلي و وجود گلخانه
اي به ريحانه روح و ريحانه
رنگ رخسار مرتضي داري
نقش گلبوسة رضا داري
پدرت گفت نازنين پسرم
اي فداي تو مادر و پدرم
پدران تو برترين پدران
پسران تو بهترين پسران
يم جود و فتوّت ايد همه
اهلبيت نبوّت ايد همه
دلتان بحر بي كرانة علم
كيست غير از شما خزانة علم؟
معدن خير و مظهر خيريد
اول خير و آخر خيريد
ابر باريده با ولاي شما
خلق خلقت بود براي شما
همگي باب‌هاي ايمانيد
امناي خداي رحمانيد
تا صف حشر اصل هر كرميد
ركن اركان و قادَةُ الاُمَم ايد
علم‌ها قطره و تو دريايي
عالمی بنده و تو مولايي
دو جهان ذرّه و تو خورشيدي
كه به قلب همه درخشيدي
پيش علم تو علم عالم چيست؟
در حضور تو پور اكثم كيست؟
تو به بزم سخن تكلم كن
تو به روي رضا تبسم كن
نفس حلم زنده از سخنت
بوسة علم بر لب و دهنت
يك كلام تو صد سپهر كمال
يك سؤال تو سي هزار سؤال
تو دهي، اي كرم گداي درت
حِرز مادر، به قاتل پدرت
اي خجل گشته دشمن از كرمت
اي مسيحا نيازمند دمت
تو كه در هر دلي حرم داري
تو كه با دشمنت كرم داري
تو كه بر خشم خصم مي‌خندي
به روي دوست در نمي‌بندي
اَنت بابُ المراد ادركني
يا امام جواد ادركني
سيّدي ميثم ام قبولم كن
خاك ذريّة رسولم كن

-----------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

شادي كل عباد است عباد است عباد

فتح ابواب مراد است مراد است مراد
شادي و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عيد ميلاد جواد است جواد است جواد
مظهر عفو رحيم است رحيم است رحيم
كه كريم ابن كريم است كريم است كريم
حبّذا شمس ولايت قمرت بخشيدند
بصر نوري و نور بصرت بخشيدند
قرص خورشيد به وقت سحرت بخشيدند
خود جوادي و جواد دگرت بخشيدند
گشته از فيض گلت بيت ولايت گلشن
ديده‌ات باد به ديدار محمد روشن
اين پسر مظهر حسن احد دادگر است
اين پسر خلق زمين را و زمان را پدر است
اين پسر همچو پدر بضعة خيرالبشر است
اين پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است
اين پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست
اين جواد است كه جود آمده جود از كرمش
خواهد ار جود كند ظرف وجود است كمش
جود آرد همه شب سجده به خاك قدمش
ماه و خورشيد بود گرم طواف حرمش
هر طرف روي كند باز مه محفل ماست
حرمش كعبه جانها به حجاز دل ماست
حامد خالق و دردانة محمود است اين
به جمال ازلي شاهد و مشهود است اين
کنز مخفی ابد را در مقصود است اين
گوهر هشت سپهر كرم و جود است اين
صاحبان كرم و جود جوادش گويند
كعبة اهل دل و باب مرادش گويند
اي به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت
جان چه قابل كه ز جان خوب‌ترم قربانت
پدرت گفت كه جان پدرم قربانت
تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامي
رضوي روي، علي خوي و محمد نامي
كل هستي چو كف دست به پيش نظرت
دو مطيعند و غلامند، قضا و قدرت
هر كجا پاي نهي علم بود پشت سرت
پور اكثم زده زانوي تلمّذ به برت
به خدايي كه تو را داده چنين جاه و مقام
تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام
پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت
آتشي بود كه در شعلة نور تو گداخت
گوئيا قلب ورا نطق تو از كار انداخت
خبري تازه ز اسرار الهي گفتي
از هوا و مه و ابر و يم و ماهي گفتي
اي وجود تو همه شاهد يكتايي تو
قلم صنع كند فخر به زيبايي تو
ماه حيرت زدة حسن تماشايي تو
زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو
رضوي ماه رضا جلوة تو در دل ماست
دست ما خالی و جود تو همه حاصل ماست
كيست تا چون تو به يك قطره دو دريا بدهد
به گدا بيشتر از ثروت دنيا بدهد
با كلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد
اي هماره كرم و جود و عطا زندة تو
جود كن جود كه جود است برازندة تو
من كيم خاك گدايان سر كوي توام
خالي ام از همه و پر ز هياهوي توام
تشنه‌ام تشنه ولي تشنه لب جوي توام
ميثم بي سر و پايم كه ثنا گوي توام
گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست

قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست

--------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

 

خون شد از غم دلِ خدا جويم

درد بسيار و نيست دارويم

ميفشانم سرشك و ميگويم

يا جواد الائمه ادركني

 

سينه اي پُر شرار دارم من

دل و جاني فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

يا جواد الائمه ادركني

 

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصيت سياه شده

راهِ من منتهي به چاه شده

يا جواد الائمه ادركني

 

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كويت كجا پناه آرم؟

يا جواد الائمه ادركني

 

اي كه روح عبادتي مارا

عذر خواهِ قيامتي مارا

جانِ زهرا عنايتي مارا

يا جواد الائمه ادركني

 

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گداي درت جواب بده

يا جواد الائمه ادركني

 

دردِ من را دوا كني چه شود؟

حاجتم را روا كني چه شود؟

قسمتم كربلا كني چه شود؟

يا جواد الائمه ادركني

 

عزت عالمين ميخواهم

نجف و كاظمين ميخواهم

طوفِ قبر حسين ميخواهم

يا جواد الائمه ادركني

 

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

يا جواد الائمه ادركني

 

همسرت كرد نامراد تورا

ساخت مسموم از عناد تورا

اي كه خوانده پدر جواد تورا

يا جواد الائمه ادركني

----------------------------------

سيدرضا موید

بنده ام بنده ي ولاي توام

عاشق صحن با صفاي توام

تو جوادي و من گداي توام

يا جواد الائمه ادركني

 

قامتم خم شده ز بار بلا

حاجتم باشد از تو يا مولا

نجف و كاظمين و كرب و بلا

يا جواد الائمه ادركني

 

اي كه از زهر خون شده جگرت

به تو و جد و مادر و پدرت

من ِ بيچاره را مران ز درت

يا جواد الائمه ادركني

 

سائلم سائلم جوابم دِه

تشنه ي جام وصلم آبم دِه

چشم گريان ، دلِ كبابم دِه

يا جواد الائمه ادركني

 

به امام و به حرمتِ شهدا

به علي و به مادرت زهرا

دست خالي نميروم ابدا

يا جواد الائمه ادركني

 

اي تورا يار ِ بي وفا كشته

با لبِ تشنه از جفا كشته

با چنان پاكي و صفا كشته

يا جواد الائمه ادركني

 

بسته با دستِ فتنه راهِ تو شد

همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد

حجره ي بسته قتلگاهِ تو شد

يا جواد الائمه ادركني

 

مانده بر بام جسم بي كفنت

مرغ ها ناله زن به گرد تنت

سايه كردند بر روي بدنت

يا جواد الائمه ادركني

 

لرزه بر جان اهل دين افتاد

شعله بر قلب مسلمين افتاد

تنت از بام بر زمين افتاد

يا جواد الائمه ادركني

------------------------------

(غلامرضا سازگار"ميثم")

ای نهم اختر سپهر ولا، یا جواد اادرکنی

 

.   ای که باب الحوائجی همه را، یا جواد الائمه ادرکنی

                     همه جود و سخاوتی مولا، یا جواد الائمه ادرکنی :

                         رحمت بی نهایتی ما را، یا جواد الائمه ادرکنی

دست ما و عنایت و کرمت، یا جواد الائمه ادرکنی

 

    دل پرستوی گنبد و حرمت، یا جواد الائمه ادرکنی

 

بفدای حریم محترمت، یا جواد الائمه ادرکنی

 

          شد دیده روانه اشک غمت، یا جواد الائمه ادرکنی

 

مظهر عدل و دادی ای مولا، یا جواد الائمه ادرکنی


  عشق باب المردی ای مولا، یا جواد الائمه ادرکنی

 

تو شفیع معادی ای مولا، یا جواد الائمه ادرکنی 


     به حقیقت جوادی ای مولا، یا جواد الائمه ادرکنی

 

از عم و غصه ها رهایم کن، یا جواد الائمه ادرکنی

 

  به غم خویش مبتلایم کن، یا جواد الائمه ادرکنی

 

با ولای خود آشنایم كن، یا جواد الائمه ادرکنی 


   من گدایم تو اعتنایم کن، یا جواد الائمه ادرکنی

 

نهمین حجت خدا هستی، یا جواد الائمه ادرکنی 


     دردها را همه دوا هستی، یا جواد الائمه ادرکنی

 

با دل ما تو آشنا هستی، یا جواد الائمه ادرکنی 

 

   تو گُلِ گلشن رضا هستی، یا جواد الائمه ادرکنی

 

ای که هستی وجیهاً عند الله، یا جواد الائمه ادرکنی

 

   ای که هستی ز درد من آگاه، یا جواد الائمه ادرکنی

 

شد خجل از رُخ نکویت ماه، یا جواد الائمه ادرکنی 


  کن شفاعت از این غلام سیاه، یا جواد الائمه ادرکنی

 

من که دائم به شور و غوغایم، یا جواد الائمه ادرکنی

 

 نگران از حساب فردایم، یا جواد الائمه ادرکنی

 

من گدایم تو هستی مولایم، یا جواد الائمه ادرکنی

 

    روز و شب بر لب است نجوايم، یا جواد الائمه ادرکنی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

«  غلامرضا البوالقاسمی - نجوا»

ای تولای تو ره توشه روز سفرم

 

      خاک کوی تو بود سرمه چشمان ترم

 

ای صفا بخش و حریم و حرم خسرو طوس


 

  نهمین اختر دینی و فروغ بصرم

 

نام زیبای تو ای آینه جود بود

   

     داروی این دل مجروح و دعای سحرم

 

جان فدایت که ز گرداب معاصی ز وفا 


    جانب ساحل رحمت شده ای راهبرم

 

تو جوادی و منم سائل درمانده و زار


 که به لطف و کرم وجود تو باشد نظرم

 

منم آن بنده افتاده به پایت ای دوست


 

  از ره مهر بکش دست نوازش به سرم

 

کاظمین تو بود کعبه امید مرا  


    رحمتی کن که بر آن کعبه بیفتد گذرم

 

کن گذر نامه باخته دلان را امضا


     ای فدای کرمت مادر وجد و پدرم

 

این تمنای مطهر بود از حضرت تو


     در جهان زنده کنی ای گل زهرا اثرم
--------------------------------
حسن مطرنیا

ما سائلیم و نوکریت آبروی ما
یاایهاالعزیز نظر کن به سوی ما

تا کی برای نافله های سحرگهی
با خون دل شود دل شبها وضوی ما

گر مانده ایم شکر خدا پای پرچمت
بر تار موی تو گرهی خورده موی ما

ساقی اشک بر دل ما هم سری بزن
بوی می طهور تو دارد سبوی ما

همچون نسیم دربدرم می کنی چرا؟
پس کی رسد به خیمه ی تو جستجوی ما

آیا شود که نیمه شبی بهر درد دل
بد بگذارانی و شوی همگفتگوی ما

ای شهریار عشق به نام مقدست
باشد وصال تو همه ی آرزوی ما

روضه گرفته ایم قدم رنجه ایی کنی
شاید فتد مسیر عبورت به کوی ما

از لحظه ایی که حرمت مادر شکسته شد
بعضی نهفته مانده ز غم در گلوی ما

ای نازنین فاطمه برگزد از سفر
خیمه نشین فاطمه برگرد از سفر

-------------------------------------------
قاسم نعمتی

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی

 

عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

 

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است

 

یابن الرضا! تو ضامن آهو نمی شوی؟

 

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند

 

آقای بندگان سیه رو نمی شوی

 

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای

 

تو بی خیال قصۀ پهلو نمی شوی

 

باشد میان خون و رگت شور انتقام

 

راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

 

سلطان سپرده دل به غضب های حیدری ات

 

ارثیۀ رضاست به تو قلب مادری ات

--------------------------------------------------
محمدحسین رحیمیان

هر که در عشق و وفا پابند نیست

با امید و عشق خویشاوند نیست

نیست او را با خدا پیوستگی

هرکه را با مهر تو پیوند نیست

تو جوادی و ندیدم سائلی

کز عطا وجود تو خرسند نیست

چیست جز افسوس و حسرت قسمتش

بر شما هر کس ارادتمند نیست

در رهت هر کس نهد پا با یقین

در غم مال و زن و فرزند نیست

از کریمان، سائلان، پرسیده ام

هیچ کس چون تو سخاوت مند نیست

بهترین راه نجات ما توئی

هیچ حرفی بهتر از این پند نیست

خوب می داند«وفائی» جز شما

تا خدا دیگر پُل پیوند نیست

-------------------------------------------------
سید هاشم وفائی

عاشقی را به وجد می آری

 یوسفانه تبسمی داری

به کدامین ملیح رفتی که

 چهره ای سبز و گندمی داری؟

 

وصف آیینه کار شاعر نیست

از لب خود شنیدنی هستی

دوست دارم خودت بگویی که

 از خودت چه تجسمی داری

 

مرهم و زخم در نگاه شماست

 حلقۀ اتحاد خوف و رجاست

بر سر مهربانیِ چشمت

مژه هایی تهاجمی داری

 

با یقین می رسم به این معنی

چارده نور واحدی، یعنی

عشق از هر نظر خودت هستی

 با خودت چه تفاهمی داری

 

کفر را جذبه های لبخندت

چاره ای نیست جز مسلمانی

خنده کن یا مکارم الاخلاق

 معجزات تبسمی داری

-------------------------------------------------------
سید حمید رضا برقعی

 بده ساقيا مِي ز جام نهم

ز صهباي عشق امام نهم

 

 

به زهراي مرضيه نور فؤاد

مرامش بزرگي و نامش جواد

 

 

وليعهد والاي سلطان طوس

كه هفت آسمانش بُود دست بوس

 

 

تو بهر دل عاشقان توشه اي

تو سلطان دين را جگر گوشه اي

 

 

تو مهد كرم معدن بخششي

تو كوثر تباري و در جوششي

 

 

تو درياي احساني اي نازنين

سر سفره ات آسمان و زمين

 

 

جگر گوشه ي آن امام غريب

جگر پاره بود و نبودش طبيب

 

 

فرشته در آن حجره مي داد جان

به دور سرش جمع اهريمنان

 

 

بسوزم از اين غم كه درياي جود

به هنگام جان دادش تشنه بود

 

 

بُوَد سخت مردن بَر دشمنان

چه بدتر كه دشمن بود كف زنان

 

 -------------------------------------------

سيد فريد احمدی

معدن جود و كرم ابن الرضا

ساقي چشم ترم ابن الرضا

من كه مست اين همه لطفت شدم

داده اي بال و پرم ابن الرضا

نام زيباي شما از كودكي

ياد داده مادرم ابن الرضا

من غلامم تا ابد در اين حريم

مي بري ام تا حرم ابن الرضا

امشبي را نوحه خواني ميكنم

بهر تو نوحه گرم ابن الرضا


دست تو كار خدايي ميكند

از همه مشكل گشايي ميكند


تا كه لطف تو به من ابراز شد

اين زبانم بهر روضه باز شد

در حريم خانه نامحرم شدي

اين نوا ، آخر طنين انداز شد

رقص و پاكوبي بماند جاي خود

تا كه آهنگش در اينجا ساز شد

زهر كينه ميكشد آخر تو را

تشنه ماندي ، اين خودش يك راز شد

العطش گفتي و عطشاني هنوز

روضه روز دهم آغاز شد


ياد آن روز و شهيدان خدا

گريه هاي خواهري در كربلا

من بميرم پيكرش بي جان شده

العطش روي لبش مهمان شده

او حسين است و عزيز مصطفي

پس چرا آخر تنش عريان شده

پيرهن را برده اند و عاقبت

پيكر او ، دستخوش گرگان شده

خون نشسته در تمام كربلا

اربا اربا آيه قرآن شده

عاقبت بي سر ميان قتلگاه

مظهري از حضرت رحمان شده


دل پريشان مادرش زهرا رسيد

قد او از اين همه غربت خميد

-----------------------------------------------------------------------------------------------

جواد قدوسی


تا به دل مهر و تولای تو مولا دارم

کی دگر وحشتی از سختی فردا دارم

تاشدم سایه نشین کرم ولطف شما

به سرم سایه ای از نخله طوبی دارم

من دلخسته به تو بسته دل و چشم امید

به تو لطف تو و جود تو مولا دارم

تو جوادی و منم سائل بیت الکرمت

کرمی کن که به تو چشم تمنا دارم

همه هستی من مهر تو باشد آقا

مهر تو زاد ره و توشه فردا دارم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

همه خلق جهان سائل دربار تواند

تو گل باغ ولائی وهمه خوار تواند

حرم پاک تو شد ماءمن ارباب نیاز

قدسیان محو تو وگرمی بازار تواند

کاظمین تو بود قبله گه اهل ولا

رو سپیدند کسانیکه به گلزار تواند

مهر تو راه نجات است به زهرا سوگند

تا ابد اهل ولا پیرو گفتار تواند               


----------------------------------------------
علی ملائکه

امام الهدی یا جواد الائمه

 

ولی خدا، یا جواد الائمه

 

سپهر کرم، ابر رحمت، یم جود

 

محیط سخا، یا جواد الائمه

 

چگویم به وصفت که فرموده آن را

 

بقرآن خدا، یا جواد الائمه

 

به کشتیّ ایمان در امواج طوفان

 

توئی ناخدا، یا جواد الائمه

 

چه در هفت گردون چه در هشت جنّت

 

توئی مقتدا، یا جواد الائمه

 

سماواتیان راست مدح تو، بر لب

 

به صبح و مسا، یا جواد الائمa

 

بود نقش خاک ره کاظمینت

 

رخ اولیاء یا جواد الائمه

 

ز شاهیست عارم که در آستانت

 

گدایم گدا، یا جواد الائمه

 

بود بی ولای تو طاعات عالم

 

سراسر هبا، یا جواد الائمه

 

اگر بود واقف ز علمی که داده،

 

تو را کبریا یا جواد الائمه

 

نه بگشودی اندر برت پور اکثم

 

لب خویش را، یا جواد الائمه

 

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد

 

دل از تو جدا، یا جواد الائمه

 

بغیر از خدا هر که گوید ثنایت

 

بود نارسا، یا جواد الائمه

 

خدا داد پاسخ به هر بینوا کو

 

تو را زد صدا، یا جواد الائمه

 

ببازار محشر ولای تو آرم

 

بروز جزا، یا جواد الائمه

 

ثنای تو گویم عطا از تو جویم

 

به هر دو سرا، یا جواد الائمه

 

رهایی به مهر تو خواهم که گشتم

 

اسیر هوا، یا جواد الائمه

 

خوش آن ملتجی را که در آستانت

 

کند التجاء، یا جواد الائمه

 

جوادی، جوادی، گدایم، گدایم

 

عطا کن، عطا، یا جواد الائمه

 

بخوان جانب کاظمینم وز آنجا

 

ببر کربلا، یا جواد الائمه

 

بمانم، بمیرم سپس زنده گردم

 

به مهر شما، یا جواد الائمه

 

به جان پیمبر به زهرای اطهر

 

به بابت رضا، یا جواد الائمه

 

مرا تا ابد از صف دوستانت

 

مگردان جدا، یا جواد الائمه

 

گرفتم که راندیّ و راهم ندادی

 

روم در کجا، جواد الائمه

 

تهی دستم و هستیم هست، تنها

 

گناه ورجا، جواد الائمه

 

قدم گشته خم، پا فرو مانده در گل

 

ز بار خطا، جواد الائمه

 

به یاد تو اشک از بصر می‌فشانم

 

به صبح و مسا، جواد الائمه

 

دریغا که از یار نامهربانت

 

کشیدی چه‌ها، جواد الائمه

 

تو را کشت، آخر به فصل جوانی

 

ز زهر جفا، جواد الائمa

 

به هنگام مرگ تو می‌زد به هم کف

 

بجای عزا، جواد الائمa

 

تو را کشت، اما لب تشنه آخر

 

ندانم چرا؟ جواد الائمa

 

ز بس ناله کردی در آن حجره تنها

 

فتادی از پا، جواد الائمه

 

تنت بیکفن ماند بر خاک از چه

 

در آن کوچه‌ها، جواد الائمه

 

ولی دیگر از جسم پاکت نشد سر

 

جدا از قفا، جواد الائمه

 

به قربان جسمی که گردید او را

 

کفن بوریا، جواد الائمه

 

به قربان آن سر که می‌خواند قرآن

 

به طشت طلا، جواد الائمه

 

به قربان آن رخ که شد شسته با خون

 

به دشت بلا، جواد الائمه

 

ببین نخل «میثم» که بر داده عموی

 

بوصف شما، جواد الائمه

---------------------------------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلام جود بر جود و عطایت یا جواد

ایکه بارد جود از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جواد


ای کرم داران درم داران گدای کوی تو

حسن کل انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد خوی حیدر خوی زهرا خوی تو

نخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی تو

چشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی تو

کعبه جان همه دارالولایت یا جواد


ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو

ای محمد هم بنام و هم به خلق و هم به خو

ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو

من به خلوتخانه دل با تو دارم گفتگو

در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو

تا گردد طائر صحن و سرایت یا جواد


اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند

اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند

اهل دل اهل ولا بحر عطایت خوانده اند

دوستداران رضا ابن الرضایت خوانده اند

سیدی ابن الرضا جانم فدایت یا جواد

 --------------------------------------                                     ---------------------------------------

غلامرضا سازگار

خون شد از غم دلِ خدا جویم

درد بسیار و نیست دارویم

می فشانم سرشك و می گویم

یا جواد الائمه ادركنی

سینه ای پُر شرار دارم من

دل و جانی فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

یا جواد الائمه ادركنی

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصیت سیاه شده

راهِ من منتهی به چاه شده

یا جواد الائمه ادركنی

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كویت كجا پناه آرم؟

یا جواد الائمه ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را

عذر خواهِ قیامتی ما را

جانِ زهرا عنایتی ما را

یا جواد الائمه ادركنی

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گدای درت جواب بده

یا جواد الائمه ادركنی

دردِ من را دوا كنی چه شود؟

حاجتم را روا كنی چه شود؟

قسمتم كربلا كنی چه شود؟

یا جواد الائمه ادركنی

عزت عالمین می خواهم

نجف و كاظمین می خواهم

طوفِ قبر حسین می خواهم

یا جواد الائمه ادركنی

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

یا جواد الائمه ادركنی

همسرت كرد نامراد تو را

ساخت مسموم از عناد تو را

ای كه خوانده پدر جواد تو را

یا جواد الائمه ادركنی

--------------------------------------------
سید رضا موید

ای گدای درگه احسان تو جود و کرم

زآسمان بذل تو باریده اختر چون درم

اصل دین خیرالوری کهف التقی بدرالدجی

جان حق نور الهدی ابن الرّضا خیرالامم

هم سما مرهون لطف بی زوالت هم زمین

هم عرب مدیون جود بی مثالت هم عجم

هم جوادبن جوادبن جوادی وقت جود

هم کریم بن کریم بن کریمی در کرم

نکته ای پرسید مأمون در جوابش رازها

گفتی از ابرو و هوا و ماهی و امواج و یم

پور، اکثم پیش لطفت از خجالت گشت لال

خواست خود را افکند از شرم در چاه عدم

در سنین کودکی از سوی حق بودی امام

همچنان عیسی که در گهواره زد از وحی، دم

دم به دم باید زاشک شوق خود گیرم وضو

تا زخون دل زنم بیتی در اوصافت رقم

ای چراغ و چشم ده معصوم ای نور نهم

زادۀ هشتم امام و هفت گردونت خدم

گر چه سر تا پای جرمم، تا مرا یاری چه باک

گر چه پا تا سر گناهم، تا تو را دارم چه غم

کیست مثل تو که در طفلی زسرداران علم

علم او گیرد فزونی نام او گردد عَلَم

با هزاران حلَ مشکل در سنین کودکی

ریختی یکباره وضع قصر مأمون را به هم

مور اگر حکم از تو گیرد سلیمان وجود

تاج بستاند زمأمون، سلطنت از معتصم

مهر و مه دوآیتند از مصحف رخسار تو

زان، خدا بر این دو آیت خورده در قرآن قسم

سرزمین مکه را بر کاظمینت التجا

چار ارکان حرم را چار دیوارت حرم

آن که در راه تو از جان و تن خود نگذرد

هم به جان کرده جفا و هم به تن کرده ستم

جود تو جود خدا و لطف تو لطف خدا

یا جواد الاولیا ای مظهر الله اتم

هر که هستم هر چه هستم هستیم مهر شماست

با همین روی سیاه و دست خالی پشت خم

ای همه خورشید عالم تاب بر ما هم بتاب

وارهان از تیرگی ونور کن سر تا قدم

مهر رخسار تو نور محض و چشم ما ضعیف

جود و احسان تو بیش از بحر و ظرف ماست کم

هم به تو محتاج از صبح ازل فضل و کمال

هم زتو پاینده تا شام ابد علم و حکم

هر که شد ظرف وجودش خالی از مهر شما

پر شود از آتش خشم خداوندش شکم

نار با تو می شود رشک گلستان خلیل

خلد بی تو خانۀ درد و غم و رنج و الم

با وجود آن که از اعمال، دستم خالی است

از ازل دانسته ام مهر شما را مغتنم

دین من عشق شما، آئین من مهر شماست

گو که سازد دشمن کافر به کفرم متّهم

با تولاّی توام دیگر به این و آن چه کار

آن که را باشد صمد کاری نباشد با صنم

می فروشم تا صف محشر به آب خضر ناز

گر رسد بر کام جانم از یم جود تو نم

جود تو بر جود و احسان و کرم داد آبرو

مهر تو وحدت دهد بر گرگ و چوپان و غنم

نقش پای زائرت در دیدۀ (میثم) بود

بهتر از ملک عجم تابنده تر از جام جم

---------------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد

کلام توست همه نور یا امام جواد
ائمه‌اند جواد و توئی جواد همه
که گشته جود تو مشهور یا امام جواد
سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد
به مدح تو دُر منثور یا امام جواد
اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا
مکن ز درگه خود دور یا امام جواد
گدایی‌ام به درت جز بهانه‌ای نبوَد
مراست وصل تو منظور یا امام جواد
به روی زائر تو بوسه می‌زند جبریل
به ذکر «سیعک مشکور» یا امام جواد
به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم
سلام می‌دهد از طور یا امام جواد
جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل
بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد
اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا
مرا بخوان به درت مور یا امام جواد
قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا
قدر به امر تو مأمور یا امام جواد
لباس نور مرا بر تن از ولادت توست
گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد
خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا
بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد
لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود
هزارها غم مستور یا امام جواد
ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را
چو بود چشم دلش کور یا امام جواد
هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون
که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد
فراز بام به گرد تن تو بگرفتند
پرندگان هوا شور یا امام جواد
شهادت تو در آن حجره با لب تشنه
بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد
عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم
به دوستی تو محشور یا امام جواد

--------------------------------------------------------
غلامرضا سازگار

با تو باید سفر به بالا کرد

 

با تو باید نگه به عقبی کرد

 

شکر لله خدای خوبی ها

 

 در دل من محبتت جا کرد

 

 

 

تا که سلطان شنید خنده ی تو

 

دیده ها را ز شوق دریا کرد

 

خنده های درون گهواره

 

در دل آسمان چه غوغا کرد

 

نور پاک ولادتت آقا

 

تیرگی را به کلی امحا کرد

 

مادرت تا به تو نظر انداخت

 

درب لب را به روی تو وا کرد

 

با ولای تو مادر هستی

 

نامه ام را چه زود امضا کرد

 

چون درون دلم محبت بود

 

خالقم نامه ی مرا تا کرد

 

این دلم با تو آشنا گشت و

 

پشت بر تمام دنیا کرد

 

تیر عشق و محبتت آقا

 

در دل من ببین چه کارا کرد

 

یک نظر بر کرامتت ارباب

 

چهره ام را ببین چه زیبا کرد

-------------------------------------------------------------------------------

 

جعفر ابوالفتحی