close
تبلیغات در اینترنت
نور چشم پیمبری حمزه
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 200
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 28
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 1
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 1,864
  • بازدید ماه : 17,022
  • بازدید سال : 140,272
  • كل بازديدها : 510,509
  • ای پی شما : 54.166.130.157
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 31 | تاریخ : چهارشنبه 14 تير 1396 زمان : 11:59 | نظرات ()

نور چشم پیمبری حمزه

چه قدَر مثل حیدری حمزه

اسدالله دیگری حمزه

به خداوند، محشری حمزه

 

ای مُلقّب به سیّدالشهدا

حامی مُخلص رسول خدا

 

هم عمو هم برادرش بودی

همه جا یار و یاورش بودی

تو علمدار لشکرش بودی

جنگجوی دلاورش بودی

 

تا نظر بر سپاه می کردی

روزشان را سیاه می کردی

 

بین لشکر وجود تو لازم

بین میدان، حریف تو نادم

افتخار قبیله ی هاشم

می نویسم برای تو دائم

 

می نویسم کمال داری تو

مثل جعفر دو بال داری تو

 

بی سبب نیست این که "سرداری"

به علی رفته ای جگر داری

وقت حمله به سینه پر داری

همه دیدند که هنر داری

 

با دو شمشیر حمله می کردی

وَ دمار از همه در آوردی

 

مرحبا بر تو ای عموی رسول

که چنین شد سفید، روی رسول

با تو محفوظ چار سوی رسول

کم نگردید با تو موی رسول

 

کاش حمزه مدینه هم بودی

دور بیت الحزینه هم بودی

 

بیعتت با نبی چه دیدن داشت

اَشهدت آن زمان شنیدن داشت

عطر اسلام تو وزیدن داشت

رنگ بوجهل هم پریدن داشت

 

با کمانت سرش ز هم پاشید

از تو و نام حمزه می ترسید

 

ما پیاده ولی سواره، شما

یکی از راه های چاره، شما

روضه های پر از اشاره، شما

تکّه تکّه و پاره پاره، شما

 

اهل بیت از تو یاد می کردند

بر تو گریه زیاد می کردند

 

در کمین بود، نیزه را انداخت

پیکرت را چه بی هوا انداخت

تا نبی روی تو عبا انداخت

همه را یاد بوریا انداخت

 

اوّلین رکن پنج تن می خواند

روضه ی شاه بی کفن می خواند

 

ته گودال پیکرش افتاد

جلوی چشم خواهرش افتاد

جای خنجر به حنجرش افتاد

ناله ای زد وَ مادرش افتاد

 

یا بُنَیَّ ذبیح عطشانم

یا بُنَیَّ قتیل عریانم

 

محمد فردوسی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی