close
تبلیغات در اینترنت
باز گرفته دلم برای مدینه
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 303
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 41
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 8
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 1,967
  • بازدید ماه : 17,125
  • بازدید سال : 140,375
  • كل بازديدها : 510,612
  • ای پی شما : 54.80.188.87
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 31 | تاریخ : جمعه 16 تير 1396 زمان : 19:59 | نظرات ()

باز گرفته دلم برای مدینه

باز نشسته دلم به پای مدینه

 

شکر خدا عاشق دیار حبیبم

شکر خدا که شدم گدای مدینه

 

بال فرشته است، سایبان قبورش

بال فرشته است،خاک پای مدینه

 

در کفنم تربت بقیع گذارید

صحن بقیع است، کربلای مدینه

 

کرب و بلا می­شود دوباره مجسم

تا که به یاد آورم عزای مدینه

 

دست من و لطف دست با کرم تو

جان به فدای بقیع بی حرم تو

 

سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟

یا که خداوند آفریده خمیده؟

 

منحنی قدت از کهولت سن نیست

شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده

 

بس که غریبی تو ای سپیده محاسن

شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده

 

نیست توان پیاده رفتنت ای مرد

پس به کجا می روی خمیده، خمیده

 

هر که صدای تو را میان محله

وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده

 

در وسط کوچه ها صدای تو این بود

مادر من، مادر شهیده، خمیده

 

کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟

در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟

 

وقتی درِ خانه در برابرت افتاد

خاطره ای در دل مطهرت افتاد

 

مرد محاسن سپید شهر مدینه

کاش نگویی چگونه پیکرت افتاد

 

گرم خجالت شدند خیل ملائک

حرمت عمامه ات که از سرت افتاد

 

راستی این کوچه آشناست، نه آقا؟

یعنی همین جا نبود مادرت افتاد؟

 

تکیه زدی تا تنت به خاک نیفتد

حیف ولی لحظه های آخرت افتاد...

 

علی اکبر لطیفیان

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی