close
تبلیغات در اینترنت
چشم وقتی آرزوی اشک نم نم میکند
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 2
  • بازديد امروز : 336
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 42
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 8
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 2,000
  • بازدید ماه : 17,158
  • بازدید سال : 140,408
  • كل بازديدها : 510,645
  • ای پی شما : 54.80.188.87
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 40 | تاریخ : یکشنبه 18 تير 1396 زمان : 18:50 | نظرات ()

چشم وقتی آرزوی اشک نم نم میکند

میرود اول بساطش را فراهم میکند

 

میرود اول سراغ روضه ای جانسوز و بعد

از دل خود التماس یک جهان غم میکند

 

مینشیند گوشه ای زانوی غم میگیرد و

صحبت از هرچیز غیر از اشک را کم میکند

 

روضه بسیار است اما چشم تارم روضه ی

پیرمردی با دل خون را مقدم میکند

 

روضه میخواند ز قبر بی چراغ و زائرش

آرزوی سنگ قبر و صحن و پرچم میکند

 

میکشد طرحی شبیه گنبد شاه نجف

گنبد و گلدسته ای زیبا مجسم میکند

 

آتش افتاده بجان در دوباره شعله اش

صحنه را در پیش چشم خلق مبهم میکند

 

سن بالا پابرهنه در پی مرکب یقین

قامت یک پیرمرد زار را خم میکند

 

باز دستی در طناب و باز هم زخم زبان

یادی از دست کبود عمه اش هم میکند

 

روضه آن لحظه که افتاد از ناقه زمین

گفت عمه آه.. این ناقه فقط رم میکند...

 

لقمه نانی نیست اینجا ضعف دارم عمه جان

گشنگی حال مرا بدجور درهم میکند

 

قافله دیگر زهم پاشیده شد اما سنان...

باز با شلاق و با سیلی منظم میکند

 

حرف یک طفل سه ساله آمد و بی اختیار

باز قلب عاشقم یاد محرم میکند

 

روضه را از داغ تو کرب و بلایش میکنم

حق بی بی را شب سوم ادایش میکنم

 

سید پوریا هاشمی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی