close
تبلیغات در اینترنت
امروز را که میهمان آسمانم
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 2
  • بازديد امروز : 268
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 41
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 8
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 1,932
  • بازدید ماه : 17,090
  • بازدید سال : 140,340
  • كل بازديدها : 510,577
  • ای پی شما : 54.80.188.87
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 70 | تاریخ : چهارشنبه 21 تير 1396 زمان : 17:41 | نظرات ()

امروز را که میهمان آسمانم

در انتظارِ لحظه ی سبز اذانم

 

حتی شده از شوق ،با بال شکسته

خود را به سمتِ آسمان ها می کشانم

 

امشب که گرمِ دادنِ خیرات هستند

خوب است تا وقتِ سحر اینجا بمانم

 

من تا گره را، وا کنم از کارهایم

باید دعایی از صحیفه را بخوانم

 

باید گدایِ حضرت سجاد باشم

طبق وظیفه نوکر این آستانم

 

آمد علیِ سوم این خانواده

ارباب، عقیقه کرده و خیرات داده

 

می خواند در گوشش، عمو، لالایی اش را

هر شب کنارش قصه ی سقایی اش را

 

می شد بفهمی از گلِ لبخند ارباب

بار دگر حالِ خوشِ بابایی اش را

 

می دید، چشم عمه، پشتِ دودِ اسپند

سجاد را، آن خنده ی رویایی اش را

 

مشغول بازی با برادر بود، اکبر

این گونه پُر می کرد او ،تنهایی اش را

 

یا حضرت سجاد، می خواهد غلامت

هم آخرت، هم حاجتِ دنیایی اش را

 

سجادی و عرش خدا سجاده ی توست

از توست دارد این همه بالایی اش را

 

من را به نام نوکریِ خود صدا کن

در بین قربانی شدن هایت، سوا کن

 

روحِ دعایت آبروی صد مسیحاست

از آبروی توست اینکه ، عشق زیباست

 

در چشم هایت موج می زد استجابت

آقا دخیلِ چشم هایت دست دریاست

 

در حالت سجده اگر، چه روی خاکی

زیر پَر و بالت تمام عرش پیداست

 

پرواز را با دست بسته یاد دادی

ردّ قدم هایت میان آسمان هاست

 

تو شهربانو زاده ای و سهم ایران

اصلاً حرم سازیِ تو بر عهده ی ماست

 

وقتی اصالت دارد ایران از تو و او

با تو همیشه پرچم این خطّه بالاست

 

ما قوم و خویش حضرت سجاد هستیم

ما از اهالی حسین آباد هستیم

 

از چشم تو، رنگ دعا می رفت بالا

با جمله ی یا ربنا می رفت بالا

 

سر مست، اهل آسمان پائین می آیند

وقت دعا، تا دست ها می رفت بالا

 

از گوشه ی سجاده ات حاجت گرفته

صدها فرشته بی صدا، می رفت بالا

 

وقت مناجاتت همیشه، نیمه ی شب

از خاک، بوی کربلا می رفت بالا

 

آخر نفهمیدم از چه، بعدِ گریه

آه از نهادت تا خدا می رفت بالا

 

زخمی ترین روحِ مناجات شبانه

در پیش چشمت، نیزه ها می رفت بالا

 

تو سینه را با گریه ات بی تاب کردی

تصویری از کرب و بلا را قاب کردی

 

از درد حتی آسمان ها هم خمیدند

هر شب که از تو روضه ها را می شنیدند

 

در باغ هم، دیدی که بعد از گریه هایت

گل ها به همراه چمن در خون تپیدند

 

تو پا به پای خیمه ها می سوختی که

دیدی گلوی تشنه ای را می بریدند

 

لعنت به آن ها که زمان حمله هاشان

اشک نگاه خواهرانت را ندیدند

 

در چشمهایت، اشک ها دیدند مردم

تصویر صدها نیزه را دیدند مردم

 

مسعود اصلانی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی