close
تبلیغات در اینترنت
خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 3
  • بازديد امروز : 182
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 28
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 1
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 1,846
  • بازدید ماه : 17,004
  • بازدید سال : 140,254
  • كل بازديدها : 510,491
  • ای پی شما : 54.166.130.157
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 49 | تاریخ : پنجشنبه 22 تير 1396 زمان : 17:37 | نظرات ()

خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان

که آفرید مرا از غبار جاده تان

 

وبال گردن تان بودم از همان آغاز

بعید هست بیایم به استفاده تان

 

ببین چه ساده برایت به حرف می آیم

فدای این همه لطف و صفای سادۀ تان

 

به لطف چشم شما دل همیشه آباد است

خدا کند که بمانم خراب بادۀ تان

 

خدا نوشت ازل در شناسنامۀ دل

که ما غلام شماییم و خانوادۀ تان

 

از آن زمان که از این خاک پاک پا شده ام

گدای دائمی حضرت رضا شده ام

 

بهشت کوچک دامان مادری آقا

تو میوۀ دل موسی بن جعفری آقا

 

شب ولادت تو در مدینه می گفتند

ز راه آماده خورشید دیگری آقا

 

دخیل بسته ام امشب به گاهواره تو

رواست حاجتم ار سر برآوری آقا

 

اگر چه منشاء نور شما یکی باشد

تو بین باغ خدا طعم نوبری آقا

 

که خوانده است ولی عهد خود تو را وقتی

که تو برای خودت یک پیمبری آقا

 

تویی که صاحب اوصاف بی حدش خواند

همان که عالم آل محمدش خواند

 

مهی که چشمۀ چشم تو در تلاطم شد

طلوع مشرقی آفتاب هشتم شد

 

چه حکمتی است که قبل از شروع موسم حج

طواف قبلۀ هشتم نصیب مردم شد

 

فقط برای تماشای دانه پاشی تان

دل کبوتریم نذر چند گندم شد

 

شبیه محشر کبراست صحن های حرم

که در شلوغی هر روزه اش دلم گم شد

 

به سوی پنجره فولاد حاجتی آمد

دخیل بست و گرفت و غمش تبسم شد

 

ز کوچه های حرم آفتاب می جوشد

ز دست حوض فرشته شراب می نوشد

 

تو بحر هستی و کس نیست از تو دریاتر

تو آفـتـابی و از هـر بـلـند بـالاتر

 

تو نسل نوری و هر چند هشتمین خورشید

ولی ندیده زمین در خود از تو پیداتر

 

اگر چه باغ بهشت خداست رویایی

ولی بهشت نگاه تو هست رویاتر

 

از ابتدای ازل چشم هیچ آهویی

ز چشم های تو هرگز ندیده شهلاتر

 

در آستین بدون عصای تو موسی است

و از مسیح نفس های تو مسیحاتر

 

نفس نه، گوشه ی چشمی اگر بیندازی

دوا نه، در دل ما مرکز شفا سازی

 

فدای نام صمیمی و شاعرانه تان

که باز کرده دلم را به سوی خانه تان

 

بود دست من و بی هوا هوایی شد

گمان کنم که گرفته دلم بهانه تان

 

نشسته ام به سر دوش گنبدت آقا

بیا و پر مده مرغی ز آشیانه تان

 

دوباره حرف زیارت دوباره حرف حرم

دوباره حرف کبوتر به آب و دانه تان

 

چه قدر عمق بلند کلامتان زیباست

میان صحبت شیرین و عامیانه تان

 

بخوان که هر چه بخوانی برای ما زیباست

رسیدن تو به این خاک هدیه زهراست

 

کسی که بر لب خود ذکر یا رضا دارد

میان سینه ی زهرا همیشه جا دارد

 

اگر که بر نخورد بر خدا کجا کعبه

به قدر این حرمت این همه صفا دارد؟

 

کنار پنجره فولاد مادری خسته

برای کودک خود دست بر دعا دارد

 

گرفته دامنه های ضریح را مردی

به گریه حاجت امضای کربلا دارد

 

و نذر روضه ی زهرا نموده می خواند

عقیق سبز علی رنگ کهربا دارد

 

میان خانه که بستند دست مولا را

میان کوچه شکستند دست زهرا را

 

محسن عرب خالقی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی