close
تبلیغات در اینترنت
از پنجشنبه هاي دل من عبور كن
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 186
  • بازديد ديروز : 466
  • آي پي امروز : 29
  • آي پي ديروز : 38
  • ورودی امروز گوگل : 4
  • ورودی گوگل دیروز : 15
  • بازديد هفته : 3,095
  • بازدید ماه : 30,329
  • بازدید سال : 58,753
  • كل بازديدها : 428,990
  • ای پی شما : 54.224.83.221
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : یکشنبه 31 تیر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 27 | تاریخ : جمعه 23 تير 1396 زمان : 17:24 | نظرات ()

از پنجشنبه هاي دل من عبور كن

يك روز جمعه چشم مرا غرق نور كن

 

آقاي پنجشنبه ؛ مرا هم نگاه كن

چشمان خيس و غم زده ام را مرور كن

 

چيزي دگر نمانده به هنگامه ظهور

ما را در اين دقايق آخر صبور كن

 

با آخرين ستاره شبهاي انتظار

با يازده ستاره ؛تو در ما ظهور كن

 

با اشك صيقلي بده ما را و بعد از آن

سنگ سياه سينه ما را بلور كن

 

ابن الرضاي سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

آدم کشیده بود خودش را به التجا

غم هم نشسته بود لب جاده فنا

 

کشتی نوح هم به تکسر رسیده بود

و می طنید یکسره دور و بر بلا

 

موسا که رفته بود به دریا عصا به دست

عیسا مرض بود و به ذکر هوالشفا

 

آتش به قهقهه همه جا گـُـر گرفته بود

آن سو خلیل بود و دو چشم پر از دعا

 

آن غصه ها و این همه غمها یکی یکی

گشتند کو به کو همه جا را جدا جدا

 

تا اینکه چشمشان همه افتاد سمت تو

یا نه ! نگاه لطف تو افتاد ابتدا

 

آن سو نگاه زرد و غم انگیز غصه بود

این سو نگاه سبز و سرور آور شما 

 

از آن به بعد سائل چشمان تو شدیم 

و خوانده ایم نام تو را " سُـرّ مَـن رای "

 

از آن به بعد غم که به ما روی می کند

مائیم و یک نگاه تو آقای سامرا

 

ابن الرضاي سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

تا كوچه هاي سامره مردي نجيب داشت

آري هواي شهر فقط بوي سيب داشت

 

شبها كه در ترنم سجاده مي نشست

شبهاي عرش حال و هوايي عجيب داشت

 

هرگاه با دعاي فرج اوج مي گرفت

زير لبش ترنم ام يجيب داشت

 

درد آمد و دوا شد و با يك اشاره گفت:

هر گوشه از كلام لبش يك طبيب داشت

 

آنقدر کشته شد دل و آنقدر زنده شد

با تیغ ابرویی که فراز و نشیب داشت

 

ابن الرضاي سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

هر جا که باده هست صفای خمش تویی

هر جا که آیه ای است ضمیر کمش تویی

 

آدم طمع به کسب مقام شما نمود

در صورتیکه آب و گل گندمش تویی

 

شهر مدینه شاد تر از این نمی شود

چونکه به لطف حق حسن دومش تویی

 

فهمیدم از ترنم سرداب سامرا

هر جا که جمکران شده شهر قمش تویی

 

خورشید مردمی زمین ؛ آسمانترین

ای خوش بحال هرکه تب مردمش تویی

 

ابن الرضاي سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

 

رحمان نوازنی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی