close
تبلیغات در اینترنت
آسمان در طلوع یک خورشید
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 488
  • بازديد ديروز : 1,617
  • آي پي امروز : 43
  • آي پي ديروز : 47
  • ورودی امروز گوگل : 7
  • ورودی گوگل دیروز : 17
  • بازديد هفته : 3,195
  • بازدید ماه : 18,410
  • بازدید سال : 88,454
  • كل بازديدها : 458,691
  • ای پی شما : 54.225.57.230
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : جمعه 26 مرداد 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 12 | تاریخ : جمعه 23 تير 1396 زمان : 17:29 | نظرات ()

آسمان در طلوع یک خورشید

میکند روزهای خود تمدید

 

این چه نوریست در افق پیدا

این چه نوریست نور عشق و امید

 

در سحر جلوه اش که می گوید

نور او فاطمی ست بی تردید

 

در میان سکوت سرد حجاز

گوش دل یک صدای ناز شنید

 

خبری آمد از سرادق عرش

گل بریزید فاطمه خندید

 

پدرش دور خانه می گردد

بر لبش ان یکاد یا توحید

 

چشم در چشم کودکش دائم

می نماید خدای خود تمحید

 

تا که دستی برد به گیسویش

هر چه دلداده را کند تهدید

 

دیدگان حدیث روشن شد

تا که نور جمال او را دید

 

جبرئیل آمد و تبرک کرد

بال خود را به صورتش مالید

 

مثل گردونه زمین و زمان

با ملائک بدور او چرخید

 

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

 

قامت عشق کاملا" خم شد

ساغر و جام و باده در هم شد

 

انبیاء صف کشیده مستانه

در تحیر تمام عالم شد

 

هر چه می شد ز عاشقی رو کرد

جلوه کاملش در آن دم شد

 

صحنه درس عشق بازی ها

بین گهواره ای مجسم شد

 

بین دریای پر طلاتم عشق

چه بگویم که صبر دل کم شد

 

دل عالم شد آب تا اینکه

لحظه بوسه ای فراهم شد

 

با شکوه صدای این دو لب

طپش سینه ها منظم شد

 

از صفای همین محبتها

رشته دین به عشق محکم شد

 

بهر تبریک این ولادتها

حضرت رب عشق ملزم شد

 

صله بر دوستان این آقا

دوری از آتش جهنم شد

 

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

 

من که هستم ؟ ز سائلان حرم

او که باشد خدای جود و کرم

 

نازم او را که نازدار خداست

ناز او را به جان و دل بخرم

 

از گدایان سامرا بودن

آبرویم شده چو تاج سرم

 

قبله گاه کرامت او باشد

من به پیشش شبیه رهگذرم

 

چه بگویم ز دست معصیتم

بهر پرواز بسته بال و پرم

 

تا که گردیدم آشنا با او

شد جهانی غریبه در نظرم

 

حاجتی دارم از خداوندش

در میان دعای هر سحرم

 

کی شود تا اجازه ای بدهد

دل خود را به صحن او ببرم

 

یک سحر وقت صحن گردی ها

کند او بی قرار و در بدرم

 

هر وجب صحن او بشویم با

کوثر چشمهای پر گوهرم

 

خاک زیر قدو م زوارش

را کنم طوطیای چشم ترم

 

او که باشد امیر انس و جان

سومین نسل حضرت سلطان

 

چه خبر از صفای عسگریین

دل گرفته برای عسگریین

 

چه خبر از شکوه گنبد او

از دو گلدسته های عسگریین

 

چه خبر از ضریح و کاشی ها 

مرقد دلربای عسگرییین

 

مانده از سر من را گویا

تلی از خاک عسگریین

 

در شب جشن دیده گریه کند

در غم روضه های عسگریین

 

آن بقیع و خرابیش کم بود

شد اضافه عزای عسگریین

 

نذر سرداب مانده آثاری

نذر گنبد طلای عسگریین

 

روضه دارد وجب وجب خاکش

وای از کربلای عسگریین

 

میبرم من شکایت این قوم

پیش گاه خدای عسگریین

 

نسل اینان ز نسل کوچه بود

شاهدم ناله های عسگریین

 

گر بگویم میان کوچه چه شد

در بیاید صدای عسگریین

 

قاسم نعمتی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی