close
تبلیغات در اینترنت
دوباره عشق سمت آسمان انداخت راهم را
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 512
  • بازديد ديروز : 1,617
  • آي پي امروز : 43
  • آي پي ديروز : 47
  • ورودی امروز گوگل : 7
  • ورودی گوگل دیروز : 17
  • بازديد هفته : 3,219
  • بازدید ماه : 18,434
  • بازدید سال : 88,478
  • كل بازديدها : 458,715
  • ای پی شما : 54.225.57.230
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : جمعه 26 مرداد 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 20 | تاریخ : جمعه 23 تير 1396 زمان : 17:33 | نظرات ()

دوباره عشق سمت آسمان انداخت راهم را

نگاهی باز می گیرد سرِ راهِ نگاهم را

کدام آغوش بین خویش جا داده است ماهم را

که برگردانده امشب سوی دیگر قبله گاهم را

 

من امشب حاجی این قبله این قبله نما هستم

من امشب بنده مولایِ سُرِّ من رَاَی هستم

 

درون سینه ام انگار شور دیگری دارم

به لطف ساقی امشب در سبویم کوثری دارم

به دستی زلف یار و دست دیگر ساغری دارم

شرابی ناب از انگورهای عسكری دارم

 

من امشب عشق را تکرار در تکرار می خوانم

حسن جانم حسن جانم حسن جانم حسن جانم

 

وزیده از پگاهِ شهر پیغمبر نسیمی که

رسیده سالهایی قبل همراه شمیمی که

تمام شهر را پُر کرد آن فیضِ عظیمی که

خبر داده است باز از جلوه ي دست کریمی که

 

همان خُلق و همان خو در جمالش منجلی باشد

که مثلِ آن حسن ، آرامِ جانِ این علی باشد

 

نگاهت چون مسیحاییست که بر مرده ها جان است

که گاهی لرزه بر اندام مأمورانِ زندان است

و یا ابریست که در آسمان هم حکمِ باران است

بگو این چشم انسان است یا از آنِ یزدان است

 

تو هم جسمی و هم جانی، تو هم ابری و بارانی

صِفاتت گفت یزدانی، خدایی یا که انسانی؟

 

رکاب سامرا را گنبد زرد تو مروارید

حریمت کعبه آمال، قبرت قبله ي امید

گدایان هرکجا هستید، امشب هرچه می خواهید

دخیل عشق بندید از همان جا بر درِ خورشید

 

اگر که سائل شهر مدینه مجتبی دارد

کسی چون عسكری را هم گدای سامرا دارد

 

میایی و برای مهدی ات دلداده می سازی

هزاران عاشقِ در دامِ عشق افتاده می سازي

از اشک دیده ي چشم انتظاران جاده می سازی

برای امرِ غیبت شیعه را آماده می سازی

 

میان پرده، اسرارِ خدا را بی صدا گفتی

برای شیعیانت افضل الاعمال را گفتی

 

 تو آن معنای پروازی که بی تو هیچ بالی نیست

زلال جاری باران لطفت را زوالی نیست

به جز درد فراقِ مهدی ات آقا ملالی نیست

یقیناً جاي فرزندِ تو در اين بزم خالی نیست

 

دعا کن تا که من هم جمکرانی باشم آقا جان

دعا کن تا ابد صاحب زمانی باشم آقاجان

 

اجازه می دهی امشب تو را ابن الرضا گویم

صفای مرقدِ شش گوشه ات را کربلا گویم

غریب سامرا، از غربت یک آشنا گویم

برایت قصه ی یک مادر و یک کوچه را گویم

 

از آن ابری كه زیر ظلمتش پوشاند ماهش را

از آن مادر که بينِ کوچه ها گم کرد راهش را

 

محمّد بياباني

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی