close
تبلیغات در اینترنت
سجده ی بی "خدا خدا" هرگز
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 322
  • بازديد ديروز : 764
  • آي پي امروز : 41
  • آي پي ديروز : 52
  • ورودی امروز گوگل : 8
  • ورودی گوگل دیروز : 20
  • بازديد هفته : 1,986
  • بازدید ماه : 17,144
  • بازدید سال : 140,394
  • كل بازديدها : 510,631
  • ای پی شما : 54.80.188.87
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : چهارشنبه 25 مهر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 37 | تاریخ : شنبه 24 تير 1396 زمان : 12:6 | نظرات ()

سجده ی بی "خدا خدا" هرگز

بی ولای تو "ربنا" هرگز

 

عصمت الله اکبری آقا

از ولی خدا ، خطا؟ هرگز

 

هر چه دارم خودت عطا کردی

نزد غیر توام گدا؟ هرگز

 

من گره خورده ام به ایوانت

از تو باشم دمی جدا ؟ هرگز

 

پر زدن از فضای "دلتنگی"

جز به صحنین سامرا هرگز

 

چند وقتی شده.... که تب دارم

از تو یک کربلا طلب دارم

 

در کرمخانه تا تو را دیدم

بین دستانت "آتنا" دیدم

 

از ازل روی این دل زارم

از تو من چند رد پا دیدم

 

قبل اینکه به سامرا آیم

به گمانم تو را دو جا دیدم

 

اولین بار، پیش قبر حسن

دومین بار ، کربلا دیدم

 

وقت یاد از حریم پاک تو

در حرم هایشان تو را دیدم

 

من ندارم ، به من برس آقا

که نباشم چو خار و خس آقا

 

با اجازه کمی برای دلت

روضه میخوانم از هوای دلت

 

داغ مسمار و سینه را آقا

می‌گذاری بگو کجای دلت?

 

هر شب از داغ مادرت زهرا

قتل نفسیست در سرای دلت ...

 

ختمِ به کربلا و گودال است

مثل هر دفعه ماجرای دلت

 

یک سوال از من و ... جواب از تو...

نیزه ای رفت لابلای دلت؟

 

من یک از صد هزار را گفتم

گریه کم کن دلم فدای دلت

 

گریه کم کن که گریه ها داری

ای که از روضه ام عزاداری

 

سنگ کوفی نخورد بر سر تو

زیر سم ها نرفت پیکر تو

 

روبروی سکینه و زینب

غرق در خون نشد سراسر تو

 

مملو از خاک و خون و خاکستر

حنجرت را ندید مادر تو

 

پیش چشمت نشد خدا را شکر

اربا اربا علیِ اکبر تو

 

خیمه هایت نسوخت با هیزم

تازیانه نخورد دختر تو

 

هیچ دستی نزد کنار سرت

خیزران بر لب مطهر تو

 

من یک از صدهزار را گفتم

قصه ای آبدار را گفتم

 

من که از روضه سر در آوردم

از دل خود جگر درآوردم

 

بین این روضه از زبان خودم

دو سه تا چشم تر درآوردم

 

عفو کن جان حجت ابن الحسن

گریه ات را اگر درآوردم

 

آن قدر گریه کرده ام آقا

از دو چشمم پدر درآوردم

 

نخل دردم که با دو قطره ی اشک

مطمئنم ثمر درآوردم

 

هر زمانی که روضه ای خواندم

سوی گودال پر درآوردم

 

سوی گودال سنگ می انداخت

به تنش نیزه چنگ می انداخت

 

جعفر ابوالفتحی

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی