close
تبلیغات در اینترنت
سائل لطف نوشتند بني آدم را
رئــوفــــــــ اهـــل بــیــت شــعــر

موضوعات

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

درباره سایت

Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی.اشعار استفاده شده در این وب سایت گلچینی از بهترین اشعار و توانا ترین شاعران اهل بیت (ع) است امیدواریم با همکاری شما بتوانیم گامهای موثرتري در جهت پیشرفت روز افزون این وب سایت رئوف اهل بیت برداریم. -------------------------------------- 09157000042---09156000041 ------------------------------------------ ایمیل. seyed43@ymail.com --------------------------------------- دوست عزیز ذکـر مـنـبـع لطفا فراموش نشود --------------------------------- سید محمد طبا طبا ئی -----------------------------------

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 565
  • بازديد ديروز : 1,617
  • آي پي امروز : 43
  • آي پي ديروز : 47
  • ورودی امروز گوگل : 7
  • ورودی گوگل دیروز : 17
  • بازديد هفته : 3,272
  • بازدید ماه : 18,487
  • بازدید سال : 88,531
  • كل بازديدها : 458,768
  • ای پی شما : 54.225.57.230
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 44
  • كل مطالب : 3588
  • كل نظرات : 52
  • امروز : جمعه 26 مرداد 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع

بازدید : 39 | تاریخ : چهارشنبه 28 تير 1396 زمان : 16:59 | نظرات ()

سائل لطف نوشتند بني آدم را

سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را

 

صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند

يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را

 

حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط

گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را

 

در ضريحت شرف آدميت ريخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

 

 همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسايِ مسيحا دم را

 

مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند

كاش ميشد حرم حضرت زهرا هم را

 

با گدايي حرم فخر به دنيا داريم

هرچه داريم از اين دختر موسي داريم

 

قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را

تا به معراج ِ بلندت برساني همه را

 

ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكاني همه را

 

به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود

چه براني همه را و چه بخواني همه را

 

تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد

پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را

 

يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو

وقت آن است بيايي بستاني همه را

 

بشكند گر سر عشاق فداي سر تو

همه ي ما به فداي نخي از معجر تو

 

ما گداييم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت

 

آمدي مردم ايران به نوايي برسند

ورنه جز اينكه بهانه ست سفر داشتنت

 

علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت

حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت

 

يك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت

 

فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي

اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت

 

در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است

سير معراج به اينجا كه بيفتد خوب است

 

گاه بابا سخنش را به تو تنها ميگفت

چون نبي گرچه علي داشت به زهرا ميگفت

 

جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها ميگفت

 

دست خطِ تو كه ميديد فقط مي بوسيد

تا كه يادِ تو مي افتاد "فداها" ميگفت

 

خبر از عصمت بي چون و چرايت ميداد

هر امامي كه مقامات شما را ميگفت

 

عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده

بايد اين آينه را زينب كبري ميگفت

 

بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است

احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است

 

مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي

بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي

 

مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي

 

محملت بر روي چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغيلان نشوي

 

آن قدر پوشيه و حله سرت ميريزند

زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي

 

زيور آلات تورا مردم اينجا نبرند

وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي

 

محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود

حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود

 

علي اكبر لطيفيان

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی